دلـــــــ❤ــــکـــده

وقتی پایین ترینم،خدا امید من است

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ

مگر میشود...؟

چـه کــار بــه حـرفـ ــــ مـردم دارم

زنـدگــی مـن همیــن استــ ــــ ...

شبـ ـــ کـه می شـود

روی تــختم دراز میــــــکشمـــ ...

عـاشقـانه ای مـی نـویســـم ...

خیـــره مـی شــوم بـه عکســتــ ـــــ

و بـا خـودم فکـر مـی کنـــم

مگــر مـی شــود تــو را دوستــ ـــ نـداشـتــ ـــــ ...!!







[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 01:58 ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


تو هستی

در اتاقم

هنوز باران می آید

تو فکر میکنی رد پای مارا در کوچه آب گرفته است؟

تو از پشت شیشه پنجره پیدایی

با همان قد بلند وموههای پرپشت

هنوز پاهایت خیس است

چشمانت را ندارم

می آیم وانگشتانم را به انگشتانت از پشت شیشه میچسبانم

من از شیشه وپنجره وفاصله بیزارم

بگو که هستی

هستم

من و تو  در اتاق

پنجره بی پرده و شیشه باز

آمده ای کدام گوشه قلبم را بلرزانی

آمده ای که چگونه به آتشم بسوزانی

بگو که می روی ونمی مانی تا من برای  خوب دیدنت هزار بار التماس کنم

بگو

بگو

که هستی اما پنهانی

پنهانی وهستی

اما رویایی.



تا دوباره دیدنت …

این رختخواب را وارونه خواهم خوابید …

خیانت است به تو …!

سر بر کنار  خیالت گذاشتن …



[ چهارشنبه 23 مهر 1393 ] [ 02:30 ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


خدایا

خدایا

ندیدنت سخت است


ولی همین که هستی دنیایم زیباست


خدایا " قسمت " و " حکمت "


بماند برای آنهایی که درکش میکنند


برای من... فقط معجزه کن




[ یکشنبه 20 مهر 1393 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


دلباخته

هـوســــــی پـشـــت‏‏


ایـن خــواســـــتـنهـا نــــــــیسـت



مـن دلبــاختـه ی دو دســـــــت نـامرئــی ام‏‏



کـه هـــــرشـب‏‏



ســرم بـه خیــــــــال شـانـــــه اش



در هـــوا ســــــــقـوط مــیکـــند‏!‏





[ شنبه 19 مهر 1393 ] [ 12:59 ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


برای پدرم

تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست . . .


اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند


و با وجود همه مشکلات ، به تو لبخند زد تا تو دلگرم شوی . . .


که اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار


به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ؛


پدرت “را می پرستیدی......



سرم را نه ظلم می تواند خم کند ،


نه مرگ ، نه ترس ،


سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود


پدر




[ جمعه 18 مهر 1393 ] [ 01:20 ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


حرف از عشق

امشب هم یکی از اون شب هایی بود که تو قشنگش کردی دوباره

با حرف هات

با آرامش صدات

با مهربا نی هات

با دوستت دارم هات

امشب توی گوشم جمله ای زمزمه کردی که منو تا اوج خوشبختی برد

گفتی

دنیای من خیلی بزرگ ولی یکی اونو تسخیر کرده اونم تویی

عزیزم

نفسم

زندگیم

خدا را شکر تو هستی

دلنوشته شادی




[ پنجشنبه 17 مهر 1393 ] [ 12:41 ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


مرد زندگی من


" این پست ثابت است "


چقدر دوست دارم

دست های مردانه ات را

که دست های کوچکم را

در آن جا می دهی و نوازش میکنی

تابفهمم تو کنارم هستی

و من تکیه گاهی مطمئن دارم...

♥♥♥ مرد من....♥♥♥



مــــــرد که تـــــ❤ــــو باشی

زن بودن خــوب است

ازمیان تمـــام مـذکرهای دنیــــا


فقط کافیــست پای تـــــ❤ــــو در میان باشـــد


نمــی دانی برای تـــــ❤ــــو خانـــم بودن


چـــه لذتــی دارد...



مرد من از آن مردهایے نیست


ک بپسندے . . .

از آن مردهایے نیست

ک برایت ستاره بچیند . . .

فقط از آن دسته معدود مردهایـے ست

وقتے نمے بینے اش

انگار چیز بزرگے کمـ دارے

چیزے قد دوســـت داشتن هایت

ک با کسے تکرار نمے شود! ! !



مرد من

از آن معدود مردانیست

که چشمانش آیینه ی دلش است

که میشود دلهره ی کودکانه اش را

از ضربان قلبش و لرزش لبهایش حس کرد

مرد من

از آنجمله مردانیست

که میشود تا آخر عمر

مدهوش بوسه های عاشقانه اش ماند

مرد من

تمام من است

و

مخاطب تمام عاشقانه های من ....






دوستای عزیزم ممنونم که نگاه مهربونتون را مهمان این وبلاگ کردین




برچسب ها:مرد زندگی، مرد، مخاطب خاص، عاشقانه،
[ دوشنبه 14 مهر 1393 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


ساده که میشوی


ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺧﻮﺩﺕ

ﻏﻤﺖ

ﻣﺸﮑﻠﺖ...

ﻏﺼﻪ ﺍﺕ

ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ

ﺣﺘﯽ ﺩﺷﻤﻨﺖ

ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺠﻤﻞ ﭼﯿﺴﺖ

ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻮﯾﻮﺗﺎ ﻟﻨﺪﮐﺮﻭﺯ ﭼﻨﺪ ﺍﺳﺖ

ﺑﻨﺰ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﺪﻝ ، ﭼﻨﺪ ﺍﯾﺮﺑﮓ ﺩﺍﺭﺩ

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ

ﻧﯿﺎﻭﺭﺍﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ

ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﻭ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻭ ﺍﻟﻬﯿﻪ

ﮐﺪﺍﻡ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺍﻧﺪ

ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﻫﺎ

ﮔﺮﺍﻧﺘﺮﯾﻦ ﻏﺬﺍﯾﺶ ﭼﯿﺴﺖ

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺖ ﺷﮑﻼﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺩﺍﺭﯼ

ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺟﺪﻭﻝ ﻫﺎﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻭﯼ

ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ، ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﯽ

ﻭ ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ ﻣﯿﻨﻮﺷﯽ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ

ﺁﺩﻡ ﺑﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ

ﺷﺎﻝ ﮔﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯿﺒﺨﺸﯽ

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﺑﺮﺑﺮﻱ ﺩﺍﻍ ﺑﺎ پنیر ﻭﺍﻗﻌﺎً ﻋﺸق است.

ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ

ﺳﺎﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻲﺷﻮﻱ

ﻓﺮﻣﻮﻝ ﻧﻤﻲﺧﻮﺍﻫﻲ

ﺍﻳﻜﺲ ﺗﻮ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣﺴﺎﻭﻱ ﺍﻳﮕﺮﮒ ﺗﻮﺳﺖ

ﺩﺭﮔﻴﺮ ﺭﺍﺩﻳﻜﺎﻝ، ﺍﻧﺘﮕﺮﺍﻝ ﻧﻴﺴﺘﻲ

ﻫﺮﺟﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﻲ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﻲﺷﻲ

ﺳﺎﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻲﺷﻮﻱ

ﺣﺠﻢ ﻧﺪﺍﺭﻱ، ﺟﺎﻳﻲ ﻧﻤﻲﮔﻴﺮﻱ

ﺯﻭﺩ ﺑﻪﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﺁﻳﻲ ﻭ ﺩﻳﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻴﺮﻭﻱ

ﺳﺎﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻲﺷﻮﻱ

ﻛﻮﭼﻚ ﻣﻲﺷﻮﻱ

ﺗﻮﻱ ﺩﻝ ﻫﺮ ﻛﺴﻲ ﺟﺎ ﻣﻲﺷﻮﻱ

ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺖ ﺷﮑﻼﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
....




[ دوشنبه 14 مهر 1393 ] [ 03:52 ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


عزیزترینم


قایقت میشوم

بادبانم باش

بگذار هر چه حرف

پشت سرمان میزنند مردم

باد هوا شود

دورترمان کند




عزیزترینم

امشب دلم خیلی برات تنگ شده

به قول تو این روزهای پاییزی ,

 این هوا , ...


ما را بیشتر از قبل دلتنگتر میکنه

 این اولین پاییزی که کنارت نیستم

اولین پاییزی که چشماتو نمیبینم

همون چشمای عسلیتو میگم

دلم برای پاییز پارسال تنگ

دلنوشته شادی





پیانیست نیستم

خوب مینوازد انگشتانم

اما اگر بر تن تو نوازشگر شوند !


http://berooznice.ir/wp-content/uploads/2014/04/piano-girl.jpg

وقتی نیستی

چتر و بی چتر چه فرقی دارد ؟

شعر سهراب چه معنی دارد ؟

" چتر ها را باید بست !

زیر باران باید رفت ! "




[ دوشنبه 14 مهر 1393 ] [ 12:29 ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


دلخوشم به تو


دلخوشم به تو

که سطر سطرِ شعرهایم را

خوانده ای

و به درخت بالنگی که

در قضا و قَدَر بالیده است!

و به کلماتم که هنوز زنده اند٬

دلخوشم به تو

که همچنان از من

این مجسّمهء سنگی!

رو بر نگردانده ای...





[ شنبه 12 مهر 1393 ] [ 04:26 ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


نغمه های عاشقانه


علت بی خوابی ام..

را..

چگونه..

بگویم..

وقتی.. یاد.. تو.. از.. سقف.. اتاقم.. چکه.. میکند…




می خواهی بروی ؟!

پس بی بهانه برو !

بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را …

محبت ساختگیـت، عشق دروغینت و چشمان پر فریبت،

روزی گرفتارت خواهند ساخت …

فقط بیا در خزان خواسته هایم کمی قدم بزن

دلم برای راه رفتنت تنگ شده است…!



شـــاید برایت عجیب ســت این همه آرامشـــم !

خــودمـــانی بگویــم ؛ …

به آخر که برسی ، دیگر فقط نـــگاه میکنــی . . .




افسانه هارو رها کن ….

دوری و دوستی کدام است؟؟

فاصله هایند که عشق را می بلعند !

من اگر نباشم دیگری جایم را پر میکند !!…

به همین سادگی …



ورق ورق کن …

“خـاطـــرات” خاک گـرفتـه را …

شـاید غبـارش …

“احسـاسـت” را به سـرفه بیـندازد …




نــــــــــــه …

هوا سرد نیست …

سرمای کلامت، دیوانه ام میکند …

بی رحم !

شوق نگاهم را ندیدی؟

تمام من به شوق دیدنت، پر میکشید …

ولی …

همان نگاه بی تفاوتتــــــــ …

برای زمین گیر شدنم کافی بـــــــــــــود …


http://berooznice.ir/wp-content/uploads/2014/03/girl-new895.jpg




[ جمعه 11 مهر 1393 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


قاصدک های خوش خبر




من ایمان دارم به پایان ایر روز های سرد و مه آلود...


ماه من , میدانم که به زودی آفتابی خواهی شد...

من این را از قاصدک های خوش خبر شنیده ام...


http://berooznice.ir/wp-content/uploads/2014/05/nice_girl.jpg




[ پنجشنبه 10 مهر 1393 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


مرد رویاهای من

من ٬ مرد روءیاهایم را

در همهمهء غریب یک کوچهء دلتنگ

پر از ازدحام مسموم زندگی

در پس یک دیوار سخت و عظیم یافتم

با سینه ای ستبر

مثل سخاوت عظیم دریا

که میشد

تن هزار خستگی و دلزدگی را

با آن شست!

و دستانی که رگهای آبی اش

تکرار هجای سرخ نوازش بود!

من ٬ مرد روءیاهایم را

بی اسب و تاج و طُمطراق

آشفته و محزون

در کسالت روزمرگی لحظه های پر شتاب

پنهان ٬ میان پیلهء غرور خویش یافتم!

من جوانه وار

از دل اندوه خویش روییدم

و از اشتیاق

سلامت بهار را بلعیدم!

من سبز شدم

قد کشیدم

و قدرت شگفت بلوغ را

برای تردی زنانگی ام فرا خواندم!

و آنقدر ستاره از نگاهش دزدیدم

که یک عمر

بی خورشید هم میتابم!

من ٬ دیوانه وار

تن بر ضخامت دیوار فاصله ها کوفتم ٬

دیوانه وار!

من با تو

بی خورشید هم میتابم




چشم عسلی همیشه به یادتم




[ پنجشنبه 10 مهر 1393 ] [ 03:19 ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


بعضی ها گریه نمیکنند !

بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !

اما …

از چشـــــم هایشان معلوم است ؛

که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت ،

گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته…






[ چهارشنبه 9 مهر 1393 ] [ 12:41 ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


صبر

صــبر

هیـــچ وقــــت

انتــخاب نــیســت

اجبــار اســت...اجــبـــار..

مـــن از یــــــــــــادت نمـیکاهـــم

تــــــــــــو را هر لحظه چــــــــــــون احساس نیــــــــــــما

چــــــــــــشم در راهــــــــــــم…





[ دوشنبه 7 مهر 1393 ] [ 04:17 ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]