تبلیغات
دلـــــــ❤ــــکـــده - مرد رویاهای من

دلـــــــ❤ــــکـــده

وقتی پایین ترینم،خدا امید من است

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ

مرد رویاهای من

من ٬ مرد روءیاهایم را

در همهمهء غریب یک کوچهء دلتنگ

پر از ازدحام مسموم زندگی

در پس یک دیوار سخت و عظیم یافتم

با سینه ای ستبر

مثل سخاوت عظیم دریا

که میشد

تن هزار خستگی و دلزدگی را

با آن شست!

و دستانی که رگهای آبی اش

تکرار هجای سرخ نوازش بود!

من ٬ مرد روءیاهایم را

بی اسب و تاج و طُمطراق

آشفته و محزون

در کسالت روزمرگی لحظه های پر شتاب

پنهان ٬ میان پیلهء غرور خویش یافتم!

من جوانه وار

از دل اندوه خویش روییدم

و از اشتیاق

سلامت بهار را بلعیدم!

من سبز شدم

قد کشیدم

و قدرت شگفت بلوغ را

برای تردی زنانگی ام فرا خواندم!

و آنقدر ستاره از نگاهش دزدیدم

که یک عمر

بی خورشید هم میتابم!

من ٬ دیوانه وار

تن بر ضخامت دیوار فاصله ها کوفتم ٬

دیوانه وار!

من با تو

بی خورشید هم میتابم




چشم عسلی همیشه به یادتم




[ پنجشنبه 10 مهر 1393 ] [ 03:19 ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 0 :.