دلـــــــ❤ــــکـــده

وقتی پایین ترینم،خدا امید من است

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ

فکر میکنی چند مرده حلاجی؟

یادتان هست وقتی برایمان قصه می گفتند اولش همیشه می گفتند

«یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود»؟

 چرا؟ الآن چی؟

 هنوز برای قصه گفتن خودشان را ملزم به گفتن یکی بود یکی نبود می دانند؟!


قدیم ها با قصه گفتن و قصه خوب گفتن یادمان می دادند چی درست است و چی غلط.

از بچگی با حرفهای قشنگ و ساده راه و رسم درست زندگی را یادمان می دادند.

با این روش، آرامش داشتن و جوگیر نشدن را در ضمیر ناخودآگاه ما قرار می دادند.


حالا چه قبلاً شنیده ای یا نشنیده ای، نظرت چیست؟

«یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، غیر از خدا هیچکس نبود»

بعد هر قصه ای که بود بعد از این ها بود... .

آن «یکی» که بود؟ می دانی، ولی یکی نبود چه؟ آن یکی، یکی نبود همه چیز بود!

الآن هم هست. یعنی همین الآن هم آن یکی همه چیز هست، ولی این

فراموشی ماست که اسمی خدا را داریم و می گوییم من تنهایم و کسی را ندارم!

این ماییم که یادمان رفته؛ سال 61 هجری قمری بعد از عاشورا، بعد از اینکه دیدم

همه چیز دنیا برگشت به سمت حقانیت امام حسین (ع)

کمی فهمیدم «خون بر شمشیر پیروز است» یعنی چه؟

دو، دوتای دنیا چهار تا نیست، یعنی چه؟ حق همیشه پیروز است یعنی چه؟    


بله یکی بود یکی نبود، یعنی خدا یکی‌ست ولی حکایتش مثل لامپ و اداره برق است!


چگونه؟ الان می گویم. دیده ای لامپ روشن است وقتی از اداره برق قطع می کنند خاموش می شود؛


در خلقت هم همه چیز هست ولی تا لحظه خواست خدا، لحظه ای که اراده خدا نباشد هیچ چیزی نیست.

«کن فیکون» به اراده الهی بر می گردد تا گفت باش، می شود و لحظه ای فاصله نیست.

پس یکی بود ولی آن یکی، یکی نبود بلکه همه بود،

وجود همه متکی به او و خواستش بود و هست؛

الان هم مرگ و زندگی و تولد و بیماری و شفا و داشته و نداشته همه بسته به اوست؛

پس من و تو هم اگر با او باشیم همه چیز داریم و بی او...

البته با خدا بودن سخت است، اصلا خوب بودن سخت است،

بالا رفتن سخت است. بروم جلوتر و ریزتر بشوم؟

درس خواندن سخت است، رفیق بودن سخت است، وفای به عهد سخت است،

و خلاصه مسلمان بودن و مۆمن بودن و پایبندی به اخلاقیات و... سخت است.

ولی خلافش تا دلت بخواهد راحت است؛

رها بودن راحت است، از سرسره بالا رفتن سخت ولی سر خوردن راحت است، تنبلی راحت است،

خوشی به هر وسیله ای که پیش بیاید راحت است، مال امانت را ندادن راحت است، مال مردم خوردن،

مال یتیم خوردن راحت است، اگر بی خیال وجود خدا و نظارت خدا و آخرت باشی،

هر خلافی راحت تر از قید و بند انسانیت و خوب بودن است.

ولی همه این ها خواست خداست تا معلوم بشود در مسیر انتخاب، تو چند مرده حلاجی.






[ سه شنبه 28 مرداد 1393 ] [ 11:01 ق.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 0 :.