دلـــــــ❤ــــکـــده

وقتی پایین ترینم،خدا امید من است

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ

روز بارانی

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم...

خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.

دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی

و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.

و سومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد.

وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود...

دو قدم از هم دورتر راه برویم...

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..

" دکتر علی شریعتی "





هنـوز آنـقــدر ضعیـف نـشـده ام ..

که خـطـر ریـزش ایـن کـوه را جــار بـزنـم ..

امـا تــــو ..

حـوالـی مـن کـه می رسـی احـتـیــاط کــن ...





قویترین "مرد" دنیا هم که باشی محتاجی!

محتاج اشکهای عاشقانه یک "زن"

که از چشمهای نگرانش بروی کویر زخم هایت ببارد!

و این تنها التیام است.......









[ چهارشنبه 8 مرداد 1393 ] [ 12:27 ب.ظ ] [ shadi ] [ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 0 :.